بساط ‏و معیشت ‏دست‌ فروشان ‏در تنگنا

روزها می‌گذرد اما خیلی سخت، روزهایی که خبرهای تلخ آن بیشتر از خبرهای خوش است، قربانیان کرونا و تلخی کسادی بازار، روزهای سخت اصناف و دست‌ فروشانی که به‌سختی روز خود را به شب می‌رسانند. این روزها در حالی زندگی با کرونا سخت شده که در این میان مشکلات اقتصادی و معیشت، نیز چوب لای چرخ زندگی بسیاری از قشرهای جامعه گذاشته است.

دراین‌بین در کنار دیگر قشرهای ضعیف جامعه، وضعیت دست‌فروشان و تأثیری که کرونا بر این قشر گذاشته، غیرقابل‌انکار است تا جایی که به‌جرئت می‌توان گفت خرده‌فروش‌ها آسیب بسیار زیادی را در شرایط بحرانی کرونا دیده‌اند؛ زیرا از یک‌سو وضعیت نابسامان بازار و از سویی افزایش چند برابری قیمت‌ها بار زندگی آنان را سنگین‌تر کرده است.

مدتی است زمستان خود را با هوای بسیار سرد و یخ‌بندان بیشتر نشان داده است تا حدی که شب‌ها سرما تا مغز استخوان نفوذ می‌کند و هرچه شعله بخاری بیشتر می‌شود، فضای خانه قصد گرم شدن ندارد؛ اما در پس این شب‌های سرد، هستند کسانی که دغدغه سرمای سرد صبحگاهی را دارند، سرمایی که ناچارند با آن کنار بیایند و صبح تا شب را با چرخ‌دستی با همان ترازو و بساطی که دارند طاقت بیاورند تا شب‌هنگام لقمه نانی حلال و هرچند اندک برای خانواده به ارمغان ببرند.

چند روزی است که از تب تند شیوع و ابتلا به کرونا کاسته شده و جنب‌وجوشی در خیابان‌های شهر به راه افتاده است. هرچند مشتری‌های همیشگی‌اش را ندارد اما شب‌ها که رو به انتها می‌رود بساطش دریکی از خیابان‌های نقده به راه است، در کنار آتشی که روشن دارد، هرازگاهی یک خودرو به‌قصد خرید موز جلوی پایش متوقف می‌شود، اما حال کاروکاسبی‌اش در این روزهای کرونایی خوب نیست، می‌گوید: از وقتی محدودیت‌های شبانه اعمال شده است شب که می‌شود مردم از خانه بیرون نمی‌آیند و من هم مشتری‌هایم را ازدست‌داده‌ام ولی باوجوداین چون حرفه‌ای دیگر ندارم و عمری را در این راه گذرانده‌ام مشغول به فروش موز هستم. او که عمر ۶۵ ساله‌اش را با این حرفه سپری کرده است، می‌افزاید: از وقتی کرونا آمده است، به‌جز من، بسیاری دیگر از دست‌فروشان هم حال‌وروز خوبی ندارند، دست‌فروشان زیادی هستند که دل‌خوشی از روزهای کرونایی ندارند و گرما و سرما را با گوشت و خونشان احساس کرده‌اند.

در خیابان شهیدرجایی فلکه فرهنگ، چند دست فروش هستند که سن و سالشان گواهی می‌دهد که سال‌های زیادی از عمرشان را با این حرفه سپری کرده‌اند تا لقمه نانی را به خانه ببرند. درحالی‌که فقط یکی دو مشتری دارد، حال‌وروز دست‌فروشی را خوب نمی‌داند و می‌گوید: در زمان جوانی که زور بازویی داشتم در یکی از کارگاههای شهر کار می‌کردم اما نه‌تنها بیمه نبودم بلکه تعدیل شدم و از روی اجبار و ناچاری به سراغ دست‌فروشی آمدم. تا قبل از کرونا در بازار قالاباشی بساط میوه‌فروشی داشتم، اما از وقتی سروکله کرونا پیدا شد، به آنجا نمی‌روم چراکه خبری از مشتری نیست، به‌ناچار در این مکان اندک بساطی دارم.

یکی دیگر از دست‌فروشان هم می‌گوید: متأسفانه این روزها حال دست‌فروشان خوب نیست، با شیوع کرونا بساط بسیاری از آنان جمع شده است. ما سرمایه، پشتوانه مالی، بیمه و تشکل خاصی نداریم و تنها سرمایه ما همین کالایی است که با زحمت تأمین می‌کنیم و می‌فروشیم. وی ادامه داد: در این شرایط سخت مسئولان باید فکری به حال ما هم بکنند تا بیکار نشویم، چراکه مشکلات ما زیاد است، وقتی صحبت از حل مسائل ما می‌شود یا هیچ‌کس حاضر به انجام آن نیست یا این‌که اگر کاری هم انجام می‌شود به‌صورت مقطعی و گزیده است درحالی‌که بسیاری از دست‌فروشان نان‌آور خانواده هستند.

«علی» یکی از دست‌فروشان هم می‌گوید: تا قبل از کرونا به‌سختی می‌توانستیم نان زندگی خود را تأمین کنیم اما از وقتی‌که کرونا آمد نان ما را هم آجر کرد، چراکه به‌سختی روز را تا شب سپری می‌کنیم. از سویی دیگر با هزار ترس‌ولرز بساط خود را پهن می‌کنیم چراکه هرلحظه امکان حضور مأموران بهداشت و شهرداری وجود دارد. جوانانم بیکار هستند و حدود ۴۰ سال است که مستأجر هستیم و از مستأجری خسته شده‌ایم. از طرفی سن من هم بالاست و دخل‌ وخرجمان باهم نمی‌خواند. دیگر دست‌فروش هم می‌گوید: از طرف هیچ نهاد و سازمانی حمایت نمی‌شویم و اوضاع اقتصادی ما سخت و تحمل آن طاقت‌فرسا شده است. تا قبل از بیماری کرونا مردم قدرت خرید داشتند و کسب‌وکار ما کفاف زندگی‌مان را می‌داد ولی با این وضعیت نه مردم توان خرید دارند و نه ما می‌توانیم کالایی جایگزین کنیم.

About the author

سیستم

پاسخ دادن به cialis by mail X

بیست − 18 =

۲ Comments