به گزارش سولدوز خبر، عصر روز گذشته (۲۷ فروردین) به همراه مسئولان بسیج سازندگی سپاه نقده که دو مسئول از بسیج سازندگی کل سپاه را همراهی می کردند سری به محمدیار زدم. سیلاب به نسبت دیروز فروکش کرده و حالا از بدو ورود به محمدیار می توان آثار سیلاب و خسارت هایی که زده را دید.

بیشتر بلوارها شکافته شدند تا مسیر سیلاب باز شود. سیلاب قبل از وردش به محمدیار دیوار یک باغ را تخریب کرده بود. قدرت آب آسفالت خیابان ها را هم تا حدود زیادی از بین برده.

به مساکن مهر که نزدیک می شویم هنوز سیلاب روان را می شود دید. از وسط جاده سیلابی می گذریم وارد جایی می شویم که سیل همه زندگی شان را زیر رو کرده. از ماشین پیاده میشوم همراهان تهرانی هم هر کدام به سویی می روند.

یک لودر در وسط گل و لای کوچه و خیابان های مسکن های مهر برای کمک رسانی جولان می داد من هم چند قدمی دنبالش رفتم شاید سوژه ام را پیدا کنم. چند عکس که گرفتم توجه مردمی که ناامیدانه مشغول تمیز کردن خانه و زندگی شان بودند جلب شد، یکی یکی مرا به خانه شان دعوت می کردند تا مصیبتشان را ثبت کنم. میان خیابان و یک ردیف از خانه ها را سیبلاب جدا کرده بود و مردم برای رفت و آمد تا لب جاده سنگ و آجر و تخته چیده بودند البته راه رفتن روی آن آسان نبود کودکی که داشت به سمت خانه ها می رفت یک پایش لغزید و تا زانو داخل آب افتاد آنور آب یک زن و مرد مرتب از من می خواستند که حتما از داخل خانه شان گزارش بگیرم اما آن طرف رفتن برایم آسان نبود.

در سمت دیگر خیابان هم خانه ها به همان وضع بودند اصلا از روی خیسی دیوار می شد ارتفاع سیلاب را دید. همینطور که قدم می زدم جوانی به سراغم آمد و با اصرار از من خواست تا خانه شان که در انتهای یک کوچه درست در لبه کانال آب قرار داشت بروم کوچه پر از گل و لای و آب بود به هر زحمتی بود خودم را به منزل آنها رساندم. فرشها، تلویزیون، آشپزخانه، لحاف ها و تشک ها در یک کلام همه زندگی گِلی و خیس شده بود اما این درد زن صاحبخانه را نمی رنجاند مشکل بزرگتر نشت نیم متری کف خانه بود.

می گفتند تمام خانه های اینجا اقساطی و متعلق به اقشار کم درآمد است. یکی از مردان همین محله سعی داشت تمام گرفتاری های این دو روز را برایم توضیح دهد اما گاهی وسط حرفش بغض هم پیدا بود.

به خانه دیگری می روم یک خانم میانسال در حال تمیز کردن خانه است میگوید “پسرم تازه لپ تاپ خریده بود اما در سیل از بین رفت، تلویزیون و گیرنده دیجیتال هم خراب شد” همینجا دیگر بغض نمیگذارد ادامه دهد از او اجازه می خواهم که در مقابل دوربین درد و دل کند اما قبول نمی کند.

مردم این قسمت از شهر از شهرداری بسیار گلایمند بودند که اجازه نداده در همان دقایق اولیه مسیر مسدود شده کانال آبی که درست در پشت خانه های مسکن مهر قرار دارد را بشکنند تا آب طغیان نکند. می گویند از هیچ دستگاه خدمت رسانی خدمات دریافت نکردند. از بسته های غذایی هلال احمر هم ناراضی تر بودند.

به سوی دیگر محمدیار می رویم، منطقه جلالخان که ساکنانش محروم و انقلابی اند جنس صحبت ها و گلایه های آنان هم مثل مسکن مهری هاست. بچه ها دارند بیخیال از دردی که آدم بزرگ ها را در خود فرو برده در داخل آب با هم بازی می کنند و لذت می برند.

سیل در بیشتر نقاط شهر همچنان میهمان خانه و زندگی مردم است و چه بد میهمانی است. کوچه های پر از آب حتی تردد خودروها را هم سخت می کند. درب برخی خانه ها هم با گونی های پر از خاک و شن مسدود شده تا سیل وارد نشود.

در یکی از محله های دولت آباد هم با تدبیر فرمانده سپاه نقده، قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء با امکانات مخصوص تخلیه آب به کمک مردم آمده بود تا آب ها را به سمت گادارچای پمپاژ کند.

همراهان تهرانی که نماینده سازمان بسیج سازندگی کل کشورند و مستقیم از مناطق سیل زده در آذربایجان شرقی به محمدیار آمده بودند بعد از دیدن مناطق سیل زده دشت سولدوز مستندات دیگر مناطق سیل زده را از من درخواست می کنند و با عجله می روند تا خودشان را به پرواز ساعت ۲۰:۳۰ به مقصد تهران برسانند. آنها قبل از رفتن میزان خسارت سیل به مردم محمدیار را سنگین توصیف کردند.

 

من هم به سمت نقده حرکت می کنم ولی مثل بسیاری از مردم همچنان به این فکر می کنم که چطور می شود تا دوباره اوضاع مردم در مناطق سیل زده قبل از آنکه زیبایی بهار به اتمام برسد بهتر شود.

 

انتهای پیام/

 

گزارش از فرهاد روزبان