همزمان با سیل کم سابقه ی ویرانگر در سه استان و حوادث جانگداز ناشی از آن، اتفاق تلخ و تأثرانگیز دیگری نیز رخ داده بود که لازم است بخاطر اهمیت موضوع به قدر کافی به آن پرداخته شود. ماجرا از این قرار است که صبح روز شنبه ۲۶ فروردین ۹۶، جناب سروان مهدی سلماسی، افسر شجاع مبارزه با قاچاق کالا و ارز نیروی انتظامی شهرستان پیرانشهر توسط رگبار گلوله عوامل گروه تروریستی «عقاب های زاگرس» وابسته به حزب دموکرات کردستان ترور و مظلومانه به شهادت می رسد.

یک هفته گذشت اما خبری از بیانیه یا موضع گیری ساده یا نامه به دبیرکل سازمان ملل یا تهیه طرح دو فوریتی یا توئیت در صفحه شخصی توسط عبدالکریم حسین زاده نماینده محترم نقده و اشنویه نشد.

شاید برخی «روشنفکرنماهای کاسب مسلک» خرده گیرند که این حرف ها، بهانه جویی و تخریب سیاسی است؛ چون اولاً این افسر اهل نقده و اشنویه نبود، ثانیاً این واقعه در محدوده حوزه انتخابیه مهندس حسین زاده رخ نداده است، ثالثاً نماینده بیکار نیست که برای هر اتفاقی در هر نقطه مملکت موضع گیری کند و بیانیه دهد، رابعاً این یک حادثه امنیتی بوده و در حیطه تخصصی آقای حسین زاده نیست و لزومی ندارد موضع گیری نماید.

طبق اصل‏ ۸۴ قانون اساسی «هر نماينده‏ در برابر تمام‏ ملت‏ مسئول‏ است‏ و حق‏ دارد در همه‏ مسائل‏ داخلي‏ و خارجي‏ كشور اظهار نظر نمايد» این اصل آنقدر صریح و شفاف است که نیاز به هیچ توضیح و تفسیری ندارد و چارچوب کلی «حقوق» و اختیارات گسترده نماینده و همچنین «تکلیف» و مسئولیتش در برابر آحاد ملت را به روشنی بیان می کند.

برای ادامه بحث و طرح موضوع اصلی، به مواردی از استفاده متعدد و متنوع آقای حسین زاده از اصل مذکور و اختیارات قانونی اش توجه نمایید:
🔸نامه حقوق بشردوستانه به دبیرکل – بخوانید مترسک- سابق سازمان ملل (بان کی مون) به هنگام محاصره شهر کوبانی (عین العرب) توسط داعش (دی ماه ۹۳)
🔸نامه به دکتر حسن روحانی در حمایت از دو مجرم امنیتی اهل مهاباد و زیر سوال بردن محاکمه آنها (فروردین۹۴)
🔸موضع گیری و اظهارنظر تخصصی! در مورد لغو چند کنسرت (شهریور ۹۵)
🔸نامه فیلسوفانه به دبیرکل سازمان ملل برای محکومیت اقدام دولت ترکیه در دستگیری صلاح الدین دمیرتاش (آبان ۹۵)؛ این که این نامه در حیطه «تخصص» و «حوزه انتخابیه» آقای حسین زاده است، سکوت می شود، اما در این که دمیرتاش حامی تروریست های pkk و ضدایرانی تمام عیار است، هیچ شک و تردیدی وجود ندارد.
🔸جمله اعتراضی در صفحه شخصی توئیتر نسبت به لغو سخنرانی علی مطهری (آبان ۹۵) و سپس مشارکت فعال در تهیه «طرح دوفوریتی تأمین امنیت مراسم رسمی» (بهمن ۹۵)
🔸اما نقطه اوج این سری مواضع و بیانیه ها و نامه به ماجرای «کولبرها» مربوط می شود. (اسفند۹۵)

حسین زاده با تغییر صورت مسأله – از قاچاقچی به کولبر- از شورای عالی امنیت ملی، وزارت اطلاعات و وزارت کشور درخواست کرد به موضوع کشته شدن چند کولبر ورود کنند.

سپس با شانتاژ، بزرگنمایی و مظلوم نمایی و با همکاری چند نماینده کرد دیگر کمیته حقیقت یابی برای بررسی وضعیت کولبرها تشکیل و به استان اعزام کردند.

پس از آن «طرح دوفویتی سامان دهی و توانمندسازی استان های مرزی با هدف پوشش کولبرها» (تسهیلات بیمه ای و کارآفرینی) را در مجلس مطرح کردند.

در آن ماجرا، چند نفر هنگام تردد از مرز در ساعات غیر معین و ممنوعه، در برف گیر کرده و از شدت سرما فوت کرده بودند. این که آیا آنها قاچاقچیان میلیاردر حرفه ای (عمدتاً مشروبات الکی) بودند یا مصداق فرمایش حکیمانه و رئوفانه مقام معظم رهبری در مورد کولبرهای بیکار فقیر و مظلوم مرزنشین می شدند، در آن زمان به اندازه کافی گفته و نوشته شد و بر همگان مشخص گشت آنها از کدام دسته بودند.

حال سوال اینجاست که چگونه می شود عبدالکریم حسین زاده، نائب رییس دوم فراکسیون امید (فراکسیون اصلاح طلبان)، برای بسیاری از رویدادهای مربوط و غیرمربوط با تخصص و حوزه انتخابیه اش، با احساس تکلیف آنی و شدید، موضعگیری کرده، بیانیه صادر می کند، نامه فیلسوفانه و بشردوستانه می نویسد، طرح دوفوریتی تهیه می کند،
اما برای شهادت مظلومانه نیروهای جان برکف سپاه و نیروی انتظامی که حافظ جان و مال و ناموس و خاکِ ایران اسلامی هستند، یا سکوت می کند، یا با تأخیر و اکراه و در اثر فشار افکار عمومی و رسانه ها، موضع گیری مبهم و نیم بندی می کند.

آیا جان این جوانان غیور و مظلوم به اندازه لغو چند کنسرت یا سخنرانی علی مطهری، یا محاصره شدگان وابسته به pkk در کوبانی یا دمیرتاش معلوم الحال و یا قاچاقچیان – نه کولبر مورد اشاره- مشروبات الکی که پشتیبانی و همکاری اطلاعاتی، مالی، سیاسی و تشکیلاتی در جذب نیرو با حزب دموکرات دارند، ارزش ندارد که برای آنها فریاد وامصیبتا سر داده و سینه چاک می کنید ولی برای اینها سکوت مرگ می گیرید.

معیارهای آقای حسین زاده برای موضع گیری و نامه پراکنی و بیانیه نویسی مبهم است همانطور که مشخص نیست وی وکیل الدوله است یا وکیل المله.

به نظر می رسد این رویکرد متضاد در کنشِ سیاسی عبدالکریم حسین زاده، از آبشخور فکری او نشأت می گیرد. هرچند دقیقاً مشخص نیست وی به لحاظ گفتمانی و تشکیلاتی اصلاح طلب است یا اعتدالی؛ در هر صورت فرقی نمی کند، چون در این معیارهای دوگانه و متضاد، اصلاح طلب و اعتدالی فرقی باهم ندارند.

جمله آخر برای مخاطبان خاص: امروز که بخاطر منافع شخصی و باندی در نقش «پادو» و «پروپاگاندا» ظاهر می شوید و دست و پا می زنید، بدانید و آگاه باشید که اسم و رسم و عکس تان برای همیشه در تاریخ سولدوز ثبت می شود!

 

انتهای پیام/