بالاخره پس از شش سال گروهک تکفیری – صهیونیستی داعش توانست یک خرده عملیات تروریستی کور و نافرجام در حرم امام خمینی (ره) و مجلس شورای اسلامی انجام دهد که منجر به شهادت – نه کشته شدن!- و مجروحیت تعدادی از نیروهای امنیتی و مردم عادی شد. از آنجا که طبق فیلم پخش شده توسط رسانه های داعش، این تروریست ها اهل ایران و کرد بودند، طبیعتا بازتاب و واکنش های زیادی در محافل سیاسی و رسانه های منطقه شمالغرب کشور داشته است. این اتفاق تلخ، عبرت آموز و هشدارگونه بهانه ای شد تا اصول کلی و الزامات جهت گیری های سیاسی و رسانه ای بصورت صریح و شفاف بیان شود:

وقتی معلوم شد، این تروریست های داعش، ایرانی و کردزبان هستند، برخی از فعالان سیاسی- رسانه ای ناآگاهانه یا آگاهانه و از روی غرض، نوک انتقاد را به طرف همه اهل سنت و کردها نشانه گرفتند. این خط فکری و رسانه ای، اشتباه و انحرافی است. کما اینکه هر تفکر و رسانه ای که کوچکترین انتقاد از یک نماینده کرد را به پانترک و ضد کرد بودن نویسنده یا گوینده نسبت می دهد، انحرافی و باطل است.

برای n امین بار تاکید می شود بر اساس آموزه های دین مبین اسلام، ملاک برتری انسانها تقواست نه قومیت و زبان و نژاد. از این رو هیچ قومی نباید خود را برتر از دیگران پندارد.

حساب مردم کرد و اهل سنت از گروهک های تروریستی (دموکرات، کومله، پژاک، داعش و …) جداست. تفکری که همه کردها را با آن گروهک های تروریستی همسان می پندارد، انحرافی و افراطی است و هیزم به آتش تفرقه و نژادپرستی می ریزد.

هر کسی که عضو گروهک های تروریستی ضدانقلاب نباشد، از آنها به هر نحو ممکن حمایت نکند و در قبال جنایتها و خیانتهای آنها سکوت نکند و ابراز انزجار نماید، به قانون اساسی و تمامیت ارضی ج.ا.ا معتقد و پای بند باشد، هیچ انگی را نمی توان به او چسباند و او از تمام حقوق شهروندی برخوردار است. این اصل کلی مختص یک قوم نیست و همه را شامل می شود.

این را هم باید مدنظر داشت، هر ترکی که مثل بقیه اقوام به تاریخ، زبان و فرهنگ خودش علاقه دارد، پانترک و تجزیه طلب و ضدانقلاب نیست.

پس از بیانیه آقای قسیم عثمانی و اعلام برائت از تروریست ها و اعلام آمادگی برای واگذاری مبارزه با تروریستها به پیشمرگان کرد و اهل سنت، برخی رسانه های کرد زبان که تا حدودی در انفعال گیر کرده بودند، همسو و پیرو آن، واکنش های بجا و محکم و قابل تقدیری اتخاذ نمودند.

انتظار این بود و هست که نخبگان و فعالان سیاسی کرد با همین سرعت، صلابت و صراحت در قبال اقدامات تروریستی گروهکهای کردی نیز واکنش نشان می دادند و بدهند. اینکه رسانه ای کردزبان که ادعای بیطرفی و مطالبه وحدت و برادری و برابری دارد، کوچکترین و بی اهمیت ترین مسائل کردها و کردستان در ایران و عراق و سوریه و ترکیه انعکاس بدهد، اما در قبال نصب پرچم همجنسگرایان در کنسولگری آمریکا در اربیل – که گفته می شود بزرگترین کنسولگری آمریکا در جهان است- اصلا اطلاع رسانی نکند یا نسبت به اقدامات تجزیه طلبانه و تفرقه افکنانه مسعود بارزانی (بازی در پازل صهیونیسم) موضع حمایتی یا سکوت تایید آمیز نماید، قابل قبول نیست. اینکه نماینده کردی در برابر تروریست داعش کردی فوری بیانیه صریح دهد اما نسبت به گروهک های تروریست کردی که ارمغانی جز بدبختی برای کردها نداشتند، سکوت نماید، یا با تاخیر و تحت فشار افکار عمومی بیانیه ای مبهم و غیرشفاف بدهد، قابل هضم نیست.

تروریست، تروریست است. فرقی بین تروریست های گروهک «الاحوازیه» عرب زبان و «جند الله و جیش العدل» بلوچ و «گرگ های خاکستری» ترک زبان در ترکیه و «حزب منحله دموکرات، کومله،پژاک، پ ک ک» کردزبان و سازمان مجاهدین خلق (منافقین) عمدتا فارس زبان و «انجمن پادشاهی» و امثالهم نیست. (البته ترک های ایران هیچ گروه تروریستی که عملیات مسلحانه علیه مردم ایران انجام داده باشند، ندارند، لااقل بنده سراغ ندارم.)

از این رو، در تحلیل پدیده های سیاسی داخلی و خارجی باید منافع و مصالح نظام بخصوص امنیت و تمامیت ارضی آن، اولویت و شاخص اصلی باشد نه تعلقات قومی و زبان. یعنی نباید به خاطر همسانی قومی یا زبانی با یک گروهک تروریستی ایرانی یا فرامرزی، اقدامات تروریستی آن گروهک در ایران یا خارج، توسط هم زبان هایش توجیه یا سکوت شود. اتفاقا برعکس، باید همواره هم قومی ها و هم زبان های آن گروهک تروریستی با افتخار و با صراحت قبل از دیگران اعلام برائت و انزجار نمایند.

همه توجه نمایند، اگر آتش ترور در ایران شعله ور شود، تروریست از هر قومی باشد، باز هم دود آن آتش به چشم همه مردم با هر مذهب و قومی خواهد رفت.

 

انتهای پیام/