حکايتي در “اسرارالتوحيد” نقل شده است که “روزي شيخي با جمع صوفيان به در آسيابي رسيد‌. آنجا ساعتي توقف کرد و سپس خطاب به خيل مريدان گفت‌: مي‌دانيد اين آسياب چه مي‌گويد‌؟ مريدان از جواب بازماندند‌. شيخ گفت آسياب مي‌گويد تصوف اين است که من در آنم «درشت مي‌ستانم و‌ نرم باز‌مي‌دهم‌».”

منطق نهفته در حکايت فوق دلالت بر يک فن مديريتي و مهارت اجرايي مدرن دارد‌. اينکه يک نهاد به چه شکلي به ارزيابي و پردازش انتقادات، درخواست‌ها و مطالبات‌ مي‌پردازد و پاسخ‌ها و واکنش‌هاي خود به آن مطالبات را به چه کيفيتي صادر مي‌کند‌، مي‌تواند نشان‌دهنده نوع سيستم تصميم‌گيري و کارآمدي ارتباطي آن نهاد باشد‌.

شاه‌بيت «رويکرد آسياب»ي مواجهه با مسائل اجتماعي بر‌اساس اصل خويشتنداري و مدارا است‌؛ در اين رويکرد با استفاده از قدرت سازماني براي اقناع عمومي‌، مديريت نرم و جلب مشارکت تلاش مي‌گردد‌. در اين روش از کلي‌گويي و پيچيده‌سازي موضوعات پرهيز شود و بر ساده‌سازي و‌ شفاف‌گويي پاسخ‌ها تاکيد مي‌گردد.

در دنياي امروز اتخاذ «رويکرد آسيابي» به‌ويژه در مقام ارتباط و پاسخگويي با رسانه‌ها و جامعه مدني اهميت فزاينده‌اي دارد‌. رسانه‌ها در طرح مسائل جامعه اغلب بر سرنخ‌ها و مواد خام اطلاعاتي انگشت مي‌گذارند و بنا بر رسالت خود‌، مباحث را چاشني انتقاد منعکس مي‌کنند. حال اينکه سازوکار ارزيابي و تجزيه و تحليل انتقادات در چارچوب ذهني مديران نهادها چگونه باشد در تعامل و هم‌فهمي با رسانه‌ها نقش تعيين‌کننده‌اي دارد.

در رهيافت آسيابي آنچه اهميت دارد‌، قدرت هاضمه يک نهاد است‌. هر‌چه هاضمه يک نهاد قوي‌تر باشد راحت‌تر مي‌تواند درخواست‌هاي وارده را حل و فصل کند و در مرحله بعد با چکش‌کاري و اصلاح‌‌، آنها را تبديل‌ به سياست‌هاي راهبردي کند‌. برعکس اگر نهادي از ضعف قواي هاضمه رنج ببرد حتي قادر به حل مشکلات دروني خود هم نيست و علاوه بر بروز اختلالات کارکردي‌، برخوردي آلرژيک و عصبي با درخواست‌هاي وارده دارد‌. از اين نظر مي‌توان گفت که بخشي از ‌ريشه‌هاي برخورد با اهل رسانه و فعالان جامعه‌، ضعف هاضمه يک دستگاه و فقدان رويکرد آسيايي به مباحث اجتماعي است‌. متاسفانه برخي مديران فعاليت رسانه‌ها را به درشت‌گويي و کلي‌پردازي نسبت مي‌دهند بي‌آنکه خود را ملزم به پاسخگويي بر‌اساس ساده‌سازي و نرم‌خويي بدانند‌.

بديهي است که رسانه‌ها به علت عدم‌دسترسي به اطلاعات کامل سازماني فقط مي‌توانند گوشه‌هايي از مسائل را رونمايي کنند و در‌نهايت سرنخ‌هايي هشدارآميز را به جامعه منتقل کنند اما از اين به‌ بعد وظيفه دستگاه‌هاي مورد‌نظر است که با سازوکاري مشخص در شفاف‌سازي سرنخ‌ها و پاسخ به انتقادات بکوشند و ضمن اخذ سرنخ‌هاي کلي آن‌ها را در مسير اجرا ساخته و پرداخته کند‌.

 

انتهای پیام/